رویایی در دل آب
اجتماعی  
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان
خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری

لحظه‌های کاغذی را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری

آفتاب زرد و غمگین، پله‌های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته، چشمهایی پینه‌بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری

صندلیهای خمیده، میزهای صف‌کشیده
خنده‌های لب پریده، گریه‌های اختیاری

عصر جدولهای خالی، پارکهای این حوالی
پرسه‌های بی‌خیالی، صندلیهای خماری

سرنوشت روزها را روی هم سنجاق کردم
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری

عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث:
در ستون تسلیت‌ها نامی از ما یادگاری

 

                                                                                                            قیصر امین پور

پی نوشت :

تا مدتی چند خدانگهدار

[ سه شنبه 1393/02/09 ] [ 23:45 ] [ somaye&fateme ]
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد

پی نوشت :

سلام

عذر میخوام بابت تاخیر . امروز رفته بودم میمند و نیم ساعتی میشه برگشتم به بزرگواری خودتون ببخشید

[ جمعه 1393/02/05 ] [ 23:57 ] [ somaye&fateme ]
دلتنگی سهم ماست


از خاطراتی که یک روز خاطره نبودند


زندگی بودند ....!!!

[ جمعه 1393/02/05 ] [ 0:38 ] [ somaye&fateme ]
بزمی به حریم کبریا برپا شد

کوثر زخدا به مصطفی اعطا شد

یک قطره زآب کوثر افتاده به خاک

صد شاخه گُل محمدی پیدا شد

[ شنبه 1393/01/30 ] [ 22:22 ] [ somaye&fateme ]
M : میلونها چیزی است كه او به من داده است 
O : فقط اوست که من را بزرگ کرده است.
T : اشكهایی كه او برای نجات من ریخته است . 
H : قلب خالص ترین طلا 
E : چشمانی با برق عشق 
R : حق ، حقی كه او همیشه بر گردن ما خواهد داشت . 

با چیدن این حروف در كنار هم كلمه ای درست می شود به نام "مادر " كه به معنای دنیای من می باشد . براستی كه  "مادر" توصیف كننده همه چیز این دنیاست .

                                                                     هووارد جانسون Howard Jonson 

[ شنبه 1393/01/30 ] [ 21:50 ] [ somaye&fateme ]
گل در بر و می در کف و معشوق بکامست 
سلطان جهانم به چنین روز غلامست
گو شمع میارید درین جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمامست
در مذهب ما باده حلالست ولیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرامست
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگست
چشمم همه بر لعل لب و گردش جامست
در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مشامست
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر
زآنرو که مرا از لب شیرین تو کامست
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیمست
همواره مرا کوی خرابات مقامست
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگست
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نامست
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وانکس که چو ما نیست درین شهر کدامست
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدامست
حافظ! منشین بی مِی و معشوق زمانی

کایّام گل و یاسمن و عید صیام است

موضوعات مرتبط: حافظ
[ جمعه 1393/01/29 ] [ 14:7 ] [ somaye&fateme ]
دیروز و امروز عصر به کافی نت نرفتم آخه مشتری زیادی نیست و اکثر مردم خودشون ثبت نام رو انجام میدن و از اونجایی که در این چند روز اخیر همه تغییر شغل دادند و به شغل شریف خدمات کامپیوتری و کافی نت داری مشغول شدند نیاز نیست بنده حضور داشته باشم و دوستم به تنهایی از پس کارها برمیاد

خدمتتون عرض کنم از بنگاه معاملات املاکی و فروشگاه سم فروشی خبر رسید که اونا هم مشغول ثبت نام هستن و در این مدت کم کلی کاسب بوده اند .

ما هم تو این چند روز گروه 1+ 5 رو تشکیل دادیم . مغازه دوستم که شامل من و دوستم و همسرشون هست و مغازه کناری که شامل صاحب مغازه و خواهر و داداشون هست که این چند روز اکیپ خوبی تشکیل دادیم و ساعات بیکاری رو در کنار هم خوش می گذرونیم

از نکته های جالب این چند روز خانواده ی عشایری بود که اسم فرزندانش رو خواننده های اون ور مرز گذاشته بود : جهان ، معین ، حمیرا و سوزان و فقط یه دونه از اسم ها زهرا بود . فکر کنم زیاد نرانه و آهنگ گوش می دادن و علاقه خاصی داشته اند .

آقایی هست که تو این 5 روز حدود 20 بار به مغازه اومده . دختر و پسرش کارمند دولت هستن و از این ترس داره که مبادا یارانه بهش تعلق نگیره . هر بار درد و دل می کنه و ما هم گاهی کلافه میشیم از توضیح دادن 

و ارسال نشدن پیامک ها هم معضل دیگه ای شده . با اینکه واسه همه پرینت می گیریم که عملیات با موفقیت ثبت شده اما مرتب به مغازه سر می زنند که چرا واسه ما پیامک نیامده و حتما شماره رو اشتباهی ثبت کردین

اگر چند روز آینده به نکته جالبی برخوردم حتما داستان رو ادامه میدم

[ یکشنبه 1393/01/24 ] [ 20:8 ] [ somaye&fateme ]

شخصیت مانند درخت و شهرت مانند سایه است
سایه چیزی است که ما فکر میکنیم ، درخت چیزی است که واقعی است . . .
(آبراهام لینکلن)

[ یکشنبه 1393/01/24 ] [ 0:40 ] [ somaye&fateme ]
دائم خونه نشستن و سر و کله زدن با کتاب و کامپیوتر منو حسابی گوشه گیر کرده بود طوری که حوصله شلوغی و سر و صدا رو نداشتم شاید هم داشتم افسردگی می گرفتم تا اینکه دوستم تماس گرفت و گفت اگر می تونم واسه ثبت نام یارانه ها برم کافی نت کمکش کنم منم قبول کردم هم می تونستم تا حدودی کمک یار دوستم باشم و از طرف دیگه یه حال و هوایی هم عوض می کردم

خلاصه مطلب اینکه من صبح روز 20 فروردین یه ربع به هشت رفتم مغازه دوستم . روز اول بود و حسابی شلوغ بود اما تا ساعت 12 سایت رفاهی باز نمیشد کارمون این بود که هر چند دقیقه یه بار توضیح بدیم که مشکل سراسری هست و سیستم باز نمیشه از یه طرف استرس این هم داشتیم که تا ساعت 12 شب که پایان مهلت کدهای صفر بود وقت کم بیاریم و فرمایی که از مشتری ها تحویل گرفتیم قابل ثبت نباشه .

یه سری افراد هم میومدن که واسه روزهای بعد فرم بگیرن واسه اونا هم باید همه چیز رو توضیح می دادیم اینکه منظور از شماره حساب چی هست و چه اطلاعاتی لازم هست خصوصا در مورد درآمدهاشون که باید مشخص میکردن

نکته جالبی که این چند روز من باهاش مواجه شدم این بود که همه وضعیت اقتصادی خانواده شون رو نامطلوب توصیف میکردن و به غیر از قشر کارمند که فیش حقوقیشون مشخص هست اکثریت درامدشون رو زیر 600 هزار تومان زده بودند و چون شهر کوچیک هست و آشنایی جزئی در مورد اموال همشهریانم داشتم ناخودآگاه خنده رو برلبانمون می نشوند که مردم ما هر جا که لازم بدانند وضعیت مالیشون رو بالا و پایین می کنند .

ادامه دارد ...

[ جمعه 1393/01/22 ] [ 20:53 ] [ somaye&fateme ]
ای که دایم به خویش مغروری
گر تو را عشق نیست معذوری
گرد دیوانگان عشق مگرد
که به عقل عقیله مشهوری
مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
روی زرد است و آه دردآلود
عاشقان را دوای رنجوری
بگذر از نام و ننگ خود حافظ
ساغر می‌طلب که مخموری

موضوعات مرتبط: حافظ
[ جمعه 1393/01/22 ] [ 14:56 ] [ somaye&fateme ]
عشق بر شانه ی هم چیدن چندین سنگ است

گاه می ماند و ناگاه بهم می ریزد

آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است

دل به یک لحظه ی کوتاه ،بهم می ریزد...


فاضل نظرى

[ سه شنبه 1393/01/19 ] [ 21:15 ] [ somaye&fateme ]

[ دوشنبه 1393/01/18 ] [ 0:59 ] [ somaye&fateme ]
لعل سیرابِ به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است
ساروان رَخت به دروازه مَبَر کآن سر کو
شاهراهیست که منزلگه دلدار من است
بندهٔ طالعِ خویشم که در این قحطِ وفا
عشقِ آن لولیِ سرمستْ خریدار من است
طَبلهٔ عطر گل و زلفِ عَبیرافشانش
فیض یک شِمّه ز بوی خوش عطار من است
باغبان همچو نسیمم زِ درِ خویش مران
کُآبِ گلزارِ تو از اشک چو گلنار من است
شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود
نرگس او که طبیب دل بیمار من است
آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
یارِ شیرین‌سخنِ نادره‌گفتار من است

موضوعات مرتبط: حافظ
[ جمعه 1393/01/15 ] [ 14:24 ] [ somaye&fateme ]

[ جمعه 1393/01/15 ] [ 2:5 ] [ somaye&fateme ]
✿ تا سرفه میکنم بدنم درد میکند

✿ زینب مرا نبوس، تنم درد میکند

✿ از من نخواه با تو کنم درد دل علی

✿ تا حرف میزنم دهنم درد میکند

[ سه شنبه 1393/01/12 ] [ 14:53 ] [ somaye&fateme ]

بعضی صبح ها
که از خواب پا میشی
با خودت فکر میکنی
''نمیتونم از پسش بر بیام''

و بعد

تو دلت میخندی
چون یاد تمام صبح هایی میوفتی که این فکر رو داشتی!


چارلز بوکفسکی

[ سه شنبه 1393/01/12 ] [ 12:6 ] [ somaye&fateme ]

ساعت زمین (earth hour) یک حرکت گسترده هماهنگ جهانی است که همواره در کشورهایی زیادی از جهان به صورت نمادین و برگزار می گردد. مردم دنیا در ساعت ۲:۳۰ تا ساعت ۲۱:۳۰ به مدت یک ساعت "ساعت زمین" را اجرا می کنند و پیام محکمی مبنی بر اینکه خواهان تغییر در دنیا و توجه بیشتر به زمین هستند را می فرستند. همه باید به اتفاق در این تلاش مشترک جهانی برای حفظ کره زمین و جلوگیری از تخریب محیط زیستمان شرکت کنیم.

این مراسم هر ساله در آخرین شنبه ماه مارس که برابر با ۲۹ مارس سال ۲۰۱۴ میلادی و نهم فروردین هجری خورشیدی امسال است برگزار می شود.

بنا بر نظر کارشناسان و پایگاه رسمی این رویداد جهانی سالانه بیش از یک میلیارد نفر در سراسر کره زمین در این ساعت برق اضافی و روشنایی های خود را به نشانه توجه و احترام به زمین و محیط زیست خاموش می کنند. خانواده ها، مغازه ها، فروشگاه ها، اداره ها و ارگان ههای دولتی و خصوصی نیز در این حرکت گروهی شرکت کرده و توجه خود به محیط زیست را اعلام می کنند. این حرکت به نشانه آگاهی درباره تغییرات آب و هوایی جهان و نیاز به مصرف محتاطانه انرژ در جهان صورت می گیرد.
ساعت زمین برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ توسط روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد در کشور استرالیا مطرح شد که با استقبال قابل توجهی نیز مواجه گردید. موج عظیم اجتماعی و گروه های مردمی که در آن سال در این اقدام اجتماعی شرکت می کردند به بیش از ۲.۲ میلیون نفر در شهر سیدنی استرالیا می رسید که اقدام به خاموش کردن لامپ های اضافی و غیر ضروری خود کردند. این حرکت عظیم اجتماعی توجه جهانیان به انرژی و مسئله محیط زیست را بیش از پیش به خود جلب کرد و تاجایی پیش رفت که بسیاری از شهرهای دیگر جهان نیز در حمایت از این طرح، این ساعت و رویداد را تصویب کرند و به حمایت از آن برخاستند. همانطور که از عنوان این حرکت بر می آید فقط به مدت ۶۰ دقیقه یا همان یک ساعت مردم با خاموشی پیام خود را به دیگران منتقل می کنند.

http://jahannews.com/vdcauunew49nm61.k5k4.html

[ شنبه 1393/01/09 ] [ 19:10 ] [ somaye&fateme ]

[ شنبه 1393/01/09 ] [ 13:31 ] [ somaye&fateme ]
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس

موضوعات مرتبط: حافظ
[ جمعه 1393/01/08 ] [ 22:8 ] [ somaye&fateme ]

جمله فوق العاده زیبای پسر خاله به شهاب حسینی

پسرخاله:اون پوست شکلاتارو بده به من
شهاب حسینی:پوست شکلات میخوای واسه چی؟
پسرخاله ه پیرزنه هست پاهاش درد میکنه فقیرم هست..
شهاب حسینی:خب؟
پسرخاله:بعضی وقتا میرم بهش کمک میکنم خونشو تمیز میکنم و بعضی کارای دیگه...
شهاب حسینی :اهان.....بعدش؟؟؟؟؟؟
پسرخاله:هیچی همیشه بهم میگه بردار از اون شکلاتا بخور منم چون کلاچندتا دونه شکلات داره نمیخورم وواسه اینکه ناراحت نشه این پوست شکلاتارو بهش نشون میدم.

[ پنجشنبه 1393/01/07 ] [ 1:50 ] [ somaye&fateme ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
در خانه کوچک من چیزی نیست که به تو هدیه کنم سهم من از آسمان هر چه شد برای تو

خوش آمدید


به نظرات دوستان در همین وب پاسخ داده می شود

سخت است حرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا میفهمم،
که خدا چه زجری میکشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.

امکانات وب